تبليغاتX
722082 بارش

امروز یه روز جالب وخنده دار بود ما دو روز پیش رفتیم یه دست مبل استیل شیک انتخاب کردیم وهمسر گرامی چک داد وقرار شد روز بعد برامون بفرستن دیروز بدقولی فرمودن ونیاوردن ما چون به این اخلاق زشت ایرونیا آشنایی داریم همچنان دندان روی جگر گذاشتیم قول صد در صد دادن که امروز بیارن توی همین هاگیر واگیر بود که دختر خاله عزیز بنده وشوهرشون تماس گرفتن که دارن میان واز قضا یکی از همکاراشون هم باهاشون بود هرچی من حرص میخوردم فایده نداشت وقتی ساعت دو شد ومهمونا داشتن میرسیدن من دیگه از مبلها نا امید شده بودم و باورتون نمیشه که بگم دقیقا ده دقیقه بعد از اومدن مهمونا ماشین حامل مبل هم رسید و این در حالی بود که من بساط پذیرایی رو روی زمین چیده بودم دردسرتون ندم از مهمونا کلی کار کشیدیم ومبلارو آوردیم اما خیلی زشت شد من با اونا رودربایستی داشتم به هر حال گذشت اما واقعا چی میشد ما این بدقولی ها رو کنار می گذاشتیم؟

+ نوشته شده در ششم اسفند 1386ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط بارش |

سلام من بعد از یه مدت طولانی باز برگشتم . در این مدت اتفاقاتی افتاد که هم خوشحال کننده بودند وهم ناراحت کننده اول اینکه دوماد معتاد از آب دراومد این برای ما که دلمونو واسه یه عروسی صابون زده بودیم بد شد اما برای دختر عموم خوب شد چون اگه گول خورده بود وازدواجی صورت میگرفت تموم زندگیش بر باد میرفتبعد هم گناهش بر گردن ما سنگینی میکرد چون اون مهمون ما بود خلاصه اینکه با یه تحقیق سطحی ما به اینم موضوع پی بردیم ومن تعجبم از اینه که چطور ممکنه خانواده ای با علم به این موضوع برای پسرشون میرن خواستگاری وآیا مردم رو اینقدر هالو فرض کردن که ندیده ونشناخته دختر دسته گلشون رو تقدیم اونا بکنن ویا اینو نمی دونن که خانواده دختر با یه پرس وجوی کوچولو متوجه این موضوع میشن ؟ چه فکری میکنن؟ اول که با تردید این موضوع رو انکار کردن اما بعد پدر پسره با کمال پررویی میگه ببین چه دوره وزمونه ای شده که ازدواج رو منوط به معتاد نبودن پسر کردن ! من هم که اونجا نقش مامان بزرگ مجلس رو بازی میکردم گفتم : به نظر شما چیز عجیبیه؟ این کوچکترین چیزیه که از یه پسر میخوان چون بلای خانمانسوزیه وشوخی بردار نیست هرچی باشه پای یه زندگی در میونه .

صحبتهای زیادی رد وبدل شد وخود پدر ومادر پسره هم انگار بهش شک داشتن زیاد مارو دلگرم نکردن وآخرش هم که معلومه جواب منفی دختر عموم .

واقعا اعتیاد داره بیداد میکنه وکسی هم نیست تا فکری بکنه جوونا همه تو رخوت وسستی که عین یه مردابه گیر کردن وخدا به داد همه امون برسه .

فکر میکنم ازدواج فامیلی از هر جهت بهتر باشه تا خونواده ای که هیچ شناختی ازش نداری اگه مشکل بیماریهای ژنتیکی نباشه که بهتر در غیر اینصورت با یه آزمایش با خیال راحت میشه با افراد فامیل وصلت کرد بدون هیچ نگرانی چون حداقلش اینه که جد اندر جدشو میشناسی وسالها آشنایی داری نمی دونم تا نظر شما چی باشه.

 

+ نوشته شده در پنجم اسفند 1386ساعت 1:11 بعد از ظهر توسط بارش |